ستایش و نیایش دوقلوهای مامان و باباستایش و نیایش دوقلوهای مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

دوقلوهای مامان و بابا

آغاز هفته 27 ام

مامانی سلام از اینکه ٢٦ هفته از دخترای گلت مراقبت کردی ممنون هستیم از مامان جون که از مامانمون نگهداری کرده هم ممنونیم آبجی مامان بزرگ مامانی رو نگهداری می کنه و مامانی هم مارو
14 ارديبهشت 1390

چطور یک کالسکه برای نوزاد انتخاب کنیم

  روروک یک وسیله‌ مفید برای والدینی است که می‌خواهند نوزادشان را برای پیاده‌روی بیرون ببرند، یا می‌خواهند دست‌های‌شان هنگام کارهای‌شان آزاد باشد. این نکات به شما در انتخاب کالسکه‌ای ایمن برای نوزاد کمک می‌کند: اطمینان حاصل کنید که کف کالسکه به اندازه کافی پهن است تا از چپه‌شدن آن جلوگیری کند. دنبال کمربندها و تسمه‌های ایمنی باشید که به طور محکم به چارچوب کالسکه بسته شوند. کاربرد سگگ‌های کمربند ایمنی باید ساده باشد. اطمینان حاصل کنید که چرخ‌های کالسکه را می‌توان به طور ایمن با ترمزهایش قفل کرد. اطمینان یابید که شکاف‌هایی که پاهای نوزاد ...
10 ارديبهشت 1390

دیابت مامانی

سلام عزیزای دلم  دوباره مامانی فردا باید بره دکتر   آخه مامانی دیابت بارداری گرفته هفته پیش خانم دکتر برای قند و تیروئید مامانی کلی آزمایش نوشته فردا باید برم بیمارستان آتیه تا آزمایشامو بدم صبح ناشتا باید برم دلم برای شما کوچولوهام می سوزه که چند ساعتی باید گرسنه باشین . هر روز توی خونه قندمو با دستگاه تست قند تست می کنم اگر قند نخورم خوبه ولی اگه بخورم میره بالا شوخی کردم مامانی لب به قند نمیزنه ولی مامان شکموی شما که عاشق شیرینی جات از همه چی محروم شده نه شیرینی میتونم بخورم نه شکلات نه بستنی  نه آبمیوه  حتی بعضی میوه ها هم ممنوعه سیب زمینی و ماکارونی هم...
10 ارديبهشت 1390

درد دل با دخترام

سلام فرشته های کوچولوی مامانی دلم براتون تنگ شده بود خیلی وقته براتون مطلب ننوشته بودم آخه مامانی سرما خورده بود و  نمی تونست پشت کامپیوتر بشینه حالا بهتر شدم و از فرصت استفاده کردم و دارم براتون می نویسم . بابایی طفلک وقتی فهمید مامانی مریضه با این که جلسه داشت خودشو سریع رسوند تهران .   عزیزای دلم ماما نی جایی نرفته بودم با شما خوشگلاش که توی دلشین کلی درد دل می کرد کلی باهاتون حرف می زد . چند هفته ای هست که شماها رو خیلی بیشتر از قبل احساس میکنم آخه تکونهای شماها خیلی بیشتر شده با هر تکونی که می خورید مامانی کلی قربون صدقتون می ره خیلی لحظه شیرینی که نینیهاتو توی دلت احساس می کنی . دخترم فسقلی مامانی ...
10 ارديبهشت 1390

کودک و خدا

کودک نجوا کرد:خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید پس کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن!و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد کودک فریاد زد :خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت: خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد ...
9 ارديبهشت 1390

مامانی دوباره سرما خورده

خدا جونم مامانی مارو قوی کن تا زود به زود سرما نخوره آخه دوباره مامانی سرماخورده وقتی مامانی سرما می خوره خوب نمی تونه غذا بخوره و استراحت بکنه ما دلمون برای مامانی می سوزه . بابایی که پیش ما نبود ولی تا فهمید مامانیم مریضه سریع خودشو پیش مامانیم رسوند و بردش دکتر از طرف دوقلوها ...
1 ارديبهشت 1390

هفته بیست و پنجم

هیریب هورا  بابابزرگهام ، مامان بزرگهام،خاله ، عمه هام ، عموهام و دائیهام ما 25 هفته هستش تو شکم مامانی هستیم خودتونو یواش یواش آمده کنید ما داریم می آییم دوقلوها ...
1 ارديبهشت 1390